بین من با دیگری تردید کردی،هم برو - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 8:08
بین من با دیگری تردید کردی،هم برو تا نیفتد بین ما هر بار سردی،هم برو عشق با تردید الفت هم ندارد جان من جار خواهم زد که مُردم بعد مردی،هم برو عشق بازی بود و من بازیچه اش در دست تو داده ای بر قلب من از عشق دردی هم برو گفته بودم عاشقی سخت است کارت نیست نه مثل بازی های سختِ تخته نردی، هم برو بار دیگر می...
عشق امروزی که دیدم ضد حالی بیش نیست - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 8:08
عشق امروزی که دیدم ضد حالی بیش نیست تا ابد هم هر که گوید یک دو سالی بیش نیست گفته بودم هر چه را باد آورد هم می برد حتم دارم، ماندنش آری خیالی بیش نیست رسم دنیا بر همین دلدادگیِ بی خودیست انتظار با وفا دیدن محالی بیش نیست دلربایی می کنی از جفت دیگر بی هوا؟ هر که با جفتش نماند طبل خالی بیش نیست دل به ...
کاش می گفتم کمی از این حکایت زود تر - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 8:08
کاش می گفتم کمی از این حکایت زود تر یک نفر شاید کند دردم روایت زود تر کاش فریادم به جایی می رسید این روز ها تا کسی شاید کند ما را حمایت زود تر این ولایت خون جگر کردند ما را در پی ات می روم بی شک شبی از این ولایت زود تر امشب از اعماق دل با سوز آهی می کشم تا بسوزد آسمان ها بی نهایت زود تر هر دلی را بش...
تو مویت را پریشان کن تماشا کردنش با من - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 8:08
تو مویت را پریشان کن تماشا کردنش با من پر از پیچ است زلفت باز خوانا کردنش با من بیا گاهی نگاهی کن که تا جانی به تن گیرم بساط عشق را گفتی؟ مهیا کردنش با من قدم بردار یک گامی به سویِ من که فرهادم ببین بعدش چه خواهد کرد، غوغا کردنش با من بیا با من مدارا کن که محتاجِ کمی مهرم لبت را بر لبم آور مسیحا کرد...
آی مردم آی مردم عاشقم - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 8:08
آی مردم آی مردم عاشقم درد دارم مثل شعرِ طارقم آمدم تا عشق را ثابت کنم در کلامم تا قیامت صادقم قصد دارم تا به دریا رو کنم یک نفر را جای دارد قایقم کیست همراهی کند در موج غم نیست آری ظاهراً نالایقم مرد باشد هر کجا می دزدمش "آی مردم دزد آمد سارقم" سرگشته
دوست داری عاشقت باشم به چشم - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 8:08
دوست داری عاشقت باشم به چشم توی دریا قایقت باشم به چشم هر کجا دیدی بلا یا غصه را چون سپر من عایقت باشم به چشم گفته بودی عشق می خواهی هنوز؟ من اگر هم لایقت باشم به چشم دوستت دارم و می رانی مرا حال خواهی شایقت باشم به چشم بار دیگر می کنم تکرار باز دوست داری عاشقت باشم به چشم سرگشته
مثل هرشب در غمت با گریه ها سر می کنم - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 8:08
مثل هرشب در غمت با گریه ها سر می کنم مثل مرغی در قفس بیهوده پر پر می کنم هر که می پرسد چرا از درد می پیچم به خود تا نداند.....شکوه از یک جای دیگر می کنم پیش هر کس کاش می شد درد دل را جار زد گوش کن، این درد را...دق مرگ آخر می کنم هر چه گوید می پذیرم هر چه باشد هر دروغ عاشقش هستم خدایا زود باور می کنم...
بزنی طعنه به یک بی ثمری هم، دزدی - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 8:08
بزنی طعنه به یک بی ثمری هم، دزدی که به آن طعنه شود در به دری هم، دزدی هیچ کس درد مرا با دلِ خون نشنیده دل، بری از همه باخیره سری هم دزدی دزد آن، نیست که از در برود بالا تا... یک شب از یار کسی دل ببری هم دزدی بشکنی بال کسی، بگذرد از عشق خودش تا شود بال خودت بال و پری هم دزدی همدمت وای، اگر همدمِ خوبی...
آیینه - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 2:38
تا گرفتم دست خود آیینه را دنیا سرم،آوار شد ای دریغا در نبودت،این دلم از چهره ام بیزار شد یاد دارم چون زلیخا تا گرفت آیینه را در دست خود دست و پا گم کرد...با زاری نمی دانم چرا بیمار شد دست لرزان...چهره ام،افسرده...اما شوق دیدارت هنوز می کشد صد شعله در من چون غمت در جان و دل بسیار شد در پی ات من می دو...
چه دردی - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 2:38
تو رفتی من هنوزم عاشقت هستم چه دردی بدتر از این است تو سرخوش می روی اما دلم را هم نمی بینی که غمگین است صدایم در نمی آید دگر حالی ندارم تا بگویم که رفاقت مرد حالا هم به این دنیا دلم بد بین بد بین است سرگشته
پوتیفار شد - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 2:38
از زلیخا می کشم چون درد من هم درد پوتیفار شد عاقبت هم،از رفیقم من جفا دیدم شبی دنیا سرم آوار شد سرگشته
برگرد - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 2:38
برگرد حالم بی تو هر شب حال شیداست پاییز هم آمد بیا فصلِ مداراست دلدادگی هایم مرا بیچاره کرده "آن جا که دل باید به دریا زد همین جاست" حتی ستارهِ آسمان دیگر ندارد اینقدر از دوری نگو دل غرق رویاست خُلقت ببین همتای آن چنگیز بوده از حال من اخلاق بدخویت هویداست از چشم جادویت وفا هرگز ندیدم دیدم که آخر قلب...
اینجاست - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 2:38
تا عشق امروزی فقط "ماشین" و "ویلاست" بعد از شکست عاشقی هیهاست هیهاست دیشب یکی از دوستان می گفت با خود گم کرد خود را هر که این جا غرق دنیاست ای داد از این"رل" زدن ها در مجازی غم بعد از این " این رل" زدن ها هم هویداست بی پول باید عشق را از سر کند دور با پول عشق و عاشقی زیبای زیباست قلبِ من از شهر و دی...
پیداست - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 2:38
فریاد...بر جانم قسم دردم که پیداست جانم...نباشی مرگ هم بر من گواراست رفتی ببین دیگر کسی این جا نمانده هر شب بساطی از غمت در خانه برپاست آخر مرا دیوانه کردی با خیالت تا وعده یِ دیدارمان امروز و فرداست دردی درونِ سینه ام جامانده از تو دیدی نصیبم،از تو هرشب کذب و حاشاست دنیا فغان آمد از این شب زنده دار...
خانه را - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 2:37
ای خدا این خانه را با خنده بنیانش بکن یا بگیر این جان من این بار پایانش بکن آتشی افتاده بر دل ای خدایِ مهربان درد جانسوزی که دارم را نمایانش بکن من بریدم در نبودش سوختم در حسرت مثل من کن حال او را زخم بر جانش بکن آنقدر داغم که هستم بی خبر،از حال خود در خیالم با هزاران درد پنهانش بکن عاقبت دیدی که رس...
تیلوم - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 2:37
قدُ بالای تو چی دار چنارِ تیلوم غمه دنیای که ری مازه سوارِ تیلوم پس مرگُم وَ چه ری باز سراغی بِگِری همه رو تش منه زنده ی مُو وِ کارِ تیلوم سَرِ زنده یمه بِوین خَش منه دل جا نَگرو دلِ بی صاحب موُ داغ تو دارِ تیلوم تیلوم سو نَگرو جونِ دو تا مون بخدا چه بِگوم تا شُو وُ رو حالت زارِ تیلوم غمه دل دارم و ...
ببین - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 2:37
نصف شب شد یاد چشمت کرده نابودم ببین همنشینم با خیالت باز با قلیان پر دودم ببین کاش من هم سهمی از آغوش گرمت داشتم بی وفا مُردم بیا امشب تو کمبودم ببین می چکد از گونه ام همپای باران اشک غم سیل جاری شد،از آن چشمان چون رودم ببین دل سپردم نزد بانکِ چشم تب دارت ولی هیچ سودی من نبردم کارِ بی سودم ببین خشک ...
بنیانش - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 2:37
ای خدا این خانه را با خنده بنیانش بکن یا بگیر این جان من این بار پایانش بکن آتشی افتاده بر دل ای خدایِ مهربان درد جانسوزی که دارم را نمایانش بکن من بریدم در نبودش سوختم در حسرت مثل من کن حال او را زخم بر جانش بکن آنقدر داغم که هستم بی خبر،از حال خود در خیالم با هزاران درد پنهانش بکن عاقبت دیدی که رس...
می دانی - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 19:20
دلم تنگ است ومی دانی خدایی بی وفایی تو گرفتارم به این چشم انتظاری ها کجایی تو اسیرم خسته ام سیرم پریشانم ازاین دوری به قلبم خنجری دیدم که دیدم آشنایی تو مرا پس داد؛آن چشمت که جادو کرد قلبم را بگو امشب پسندیدی چرا بعدش جدایی تو زلیخا بی وفایی کرد و پوتیفار جان می داد شدآن قلبت به سوی یوسفی بی شک هوای...
بشکند - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 19:20
آه.....از....روزی که قلبِ بی قراری بشکند عینکش هم هر شب از چشم انتظاری بشکند گفته بودم عطر آخر می کند ما را جدا.... بی مُروَّت.... کاش عطرِ یادگاری بشکند سیل خواهد برد این دنیای فانی را شبی وای اگر یک بغض مردِ داغ داری بشکند مثل معتادی خمارم مثل مرفینی ولی درد دارد استخوانم ،از خماری بشکند بین ما دی...

برچسب‌های محبوب

من با تو | می خرم