جانم...نباشی مرگ هم بر من گواراست
رفتی ببین دیگر کسی این جا نمانده
هر شب بساطی از غمت در خانه برپاست
آخر مرا دیوانه کردی با خیالت
تا وعده یِ دیدارمان امروز و فرداست
دردی درونِ سینه ام جامانده از تو
دیدی نصیبم،از تو هرشب کذب و حاشاست
دنیا فغان آمد از این شب زنده داری
کافر ببین...چشمان من همتای دریاست
سرگشته
برچسب: پیداست از وجناتم,پیداست و من پنهان,پیداست از زانوی تو,پیداست از وجناتم مقدم,پیداست هنوز شقایق نشدی,پیداست هنوز عاشق نشدی,پیداست از گلاب سرشکم,عاشقی پیداست,
نویسنده: یگانه کاشانی