می خرم بد نامی ام را طبل رسوای تو چند
-
تاریخ: 1398/10/19 ساعت: 23:41
می خرم بدنامی ام را طبل رسوای تو چند؟تا نباشم بیش از این ها محو و شیدای تو چند؟نرخ دارد هر چه در دنیای مان موجود هستنرخ اخراجم از این گنداب دنیای تو چند؟خسته ام از بودنت از بودنم در پیش تواین که بیرونم کنی از فکر و رویای تو چند؟بویی از دلدادگی اصلا نبردی ظاهراتا رَوی از پیش من هو هو و هیهای تو چند؟ی...
بعد باران هر زمین باغ و گلستان می شود
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 4:37
بعد باران هر زمین باغ و گلستان می شودلاله و سنبل، صنوبر هم فراوان می شودمیم را از مشکلاتِ زندگانی حذف کنگر بخندی دیو غم در بند و زندان می شودهر چه باشد مشکلاتت بیشتر در زندگیلذت وقتِ رهایی هم دو چندان می شودگر نباشد تلخ کامی شور شیرینی کجاستگر چه آدم وقت غم ها خسته از جان می شودصبر باید کرد وقتی زند...
پشت بهونت و زرم تا تونه بینم کمی
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 4:37
پشت بهونت وَ زِرُم تا تونه بینم کمیمنتظرُم تا که بِیِی تِی تو بشینم کمیدهسمه مِن زلف شلالت بکنم ساعتیخنده بزن مرهُم دردِ مونه ناراحتیبی خَوَری نصفه شویی بُی تو بِرُم دیره مالتا که نفهمن همه هی سیر کنی
چقدر کرذ خیانت چقدر کرد انکار
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:02
چقدر کرد خیانت چقدر کرد انکاربی وفا بودن او شد همه شب هی تکرارعشق بازی شده جمعی و گروپی باهممرده غیرت،شرف و شرم و حیامان انگارهر قدر رو دل من رفت و زیر آبی دیددیده در عشق دو رویی دل ما ها بسیارهیچ کس وقت عمل اهل وفاداری نیستگوش بهِ حرف بدونِ عملی هم نسپارعاشق آن است که باشد دل او با یک کسنه کسی کهِ ...
شور رهایی های بعد از بند و زندانی
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:02
شورِ رهایی های بعد از بند و زندانییعنی که پشتِ سختی و درد است آسانیوقتی که پشتت را رفیقی سخت می گیردیعنی که یارت می شود امواج کیهانیوقتی که تویِ ناخوشی حال خوشت باشدیعنی برایش مثل الماسی درخشانیباور بکن آینده از دیروز بهتر استآینده ای بهتر از این احوال الانییک مرد می سازد،شرایط های جان فرساچون ناخدا...
تو جز من با کسی هستی
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:02
تو جز من با کسی هستیکسی کز عشق او مستیوُسهِ من زندگی بودیچرا دل به کسی بستیوُسش میگی و می خندیشبا تا صُب گرفتاریمنم دلشوره می گیرماسیرِ درد بیداریهمونی کهِ به من گفتیوُسَش میگی نفس هاتهدلش خوش میشه مث
عاشقش بودم و هی زخم زد اندیشه نکرد
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:02
عاشقش بودم و هی زخم زد اندیشه نکردبا وفا بودم و او مهر و وفا پیشه نکردآن چنان کَند مرا از سر راهش که دگربعد او با غم و دردش دل من ریشه نکردآن چنان فرق سرم زد غم دل کندن اوبی ستون کَندن فرهاد و دل تیشه نکردبی هوا داد دلش را به کسی غیر از من'عاشقش بودم و هی زخم زد اندیشه نکرد'آن چه این عشق به جان و دل...
چه خشه خنده ی دل لحظیل آخر بو
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:02
چه خشهِ خنده ی دل لحظیَلِ آخر بولویَلِ عاشق و معشوق هَمش پر پر بوچه خشهِ رو بکنی شونه وَ شونِی یارتبزنهِ نم نم بارون و خیابون تَر بوگرم با یَک بِگِرین دهسله مِن دهسله یَکقلبتون مُحکَمِ ایی بیدن و پُر باور بوبُکُنی شالته دورِ سر او گردن گُلتا کُنِش گرم مِثِ تِش زِرِ خَهکستر بومثل او رعیته پیری که بِو...
چه شرین بگذره یا تحل د سر ایکنه دل
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:02
چه شِرین بُگذَره یا تحل دَ سر ایکُنه دلدرد و دل وِی تو وِ دیوار وُ در ایکُنه دلمث مرغی که بگیرن یه شویی جیجشه وَشایزنهِ هی خوشه دنیای دَمر ایکنه دلچی گُلویی که تشی دور بَچَش افتادهوَ غمش هی شو وُ رو فکر خطر ایکنه دلخاطرت جمع وُنم حال دلم یابه یه شوآه سر ایکَشه و ناله اثر ایکنه دلچی مریضی که جوابِ رَ...
خیابون خیس بارونه
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:02
خیابون خیس بارونهتک و تنها و دلگیرمبه یادت خیس چشمونم من از این عشق می میرمهوایِ باد و بارونیتو رو در خاطرم آوُردصدایِ خنده هایِ تومنو تا نا کجا می بُردتو رو کم دارم امشب تابیایی پا به پایم بازدر این
تمام زندگی ام غصه است و غم بار است
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:02
تمام زندگی ام غصه است و غم بار استنگفته ام چقدر ها نصیب من ،آزار استاز این زمانه دلم را اگر که بشکافندبرای مردم این جا غمم اسفبار استجواب مهر و وفا ظاهرا که تنهایی ستکسی که مهر به ورزد همین سزاوار استمرا شبانه که در خواب رفته اند مردمبه گور غم بسپارید که یار و دلدار استمثال مرغ که پر پر زند ز بی آبی...
جفا کردی بکن باور تو را یادم نمی آید
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:02
جفا کردی بکن باور تو را یادم نمی آیدخودت کردی مرا پر پر تو را یادم نمی آیدبمیرم هم اگر از شدت این درد تنهایینمی خواهم دگر یاور تو را یادم نمی آیدنفهمیدی وفاداری اساس عشق بازی بودچنین شد عشق مان یک سر تو را یادم نمی آیدتو رفتی و تمامِ خاطراتت شد فراموشمفراموشم شدی دیگر تو را یادم نمی آیدنبینم آن کسی ...
تو که باشی پیشم شب یلدای منه
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:02
تو که باشی پیشمشب یلدای منهتوی آغوش تو هماون شبِ جای منهشب یلدای همهیه شبِ اما منهمه شب یلدامهبا تو ام شیدا منتو که باشی پیشمهمه شب دلشادمتوو قفس با تو برمبخدا آزادمتو اناری سرخیقندی و شیرینیهر کجا باشم منمن و تو می بینیتو کنارم هستیشب یلدای منیتا بفهمن مردمهمه دنیای منیتوو زمستون با توگرم کاشونه ی ...
با جون دل بودم وفا دارت
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:46
با جون دل،بودم وفادارِتقدر وفاداری ندونستیگفتی که تنها مال من هستیوقتِ عمل،اما نتونستیروزای اول با وفا بودیوقتی که پایِ دیگری وا شددورم زدی پنهونی و هر شببی حرمتی مابین ما جا شدباور نمی کردم جفاهاتوعش
شب پاییزی و سردی به جاده تن سپردی
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:46
شبِ پاییزی و سردی به جادهِ تن سپردیشبِ تاریک و دلگیری و سردی زخم خوردیدعا کردیم برگردی میانِ جمع ما هادعامان بی اثر شد پر کشیدی زود مُردیهمیشهِ روی لب هایت نشانِ خنده می بودنشانت خنده بود و خنده ها را زود بُردیسلامی گرم می دادی فشاری از محبتتو دستانِ اجل را هم به دستانت فشُردیغریبی رفتی و تنها،غریبی...
وفاداری میون عشق بازی
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:46
وفاداری میونِ عشق بازیبرایِ بعضیا معنا ندارهدلی دارن ولی توو اون دلاشونیه رنگی و محبت جا ندارهوُسهِ عشقش بمیری یا نمیریندارهِ فرق چندانی براشوننمیزارن، نمی خوان کهِ بمونیهمیشهِ مثل مهمانی براشوندم از
تی عشق دلم ناله فقط دا
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:46
بَرد ایخره دل پشت سَرِ یَکچی دار کُنارهِ دل خوارممو منتظرت هی دم درتاایشینه دلم تا تیه دارُمایی ایل همش گپ تونه دارنمِن سینه ی تو مهر و وفا نیگفتم که همش بد تونه ایخندیدُم که دلت اهل حیا نیواگرد و بِو
چه میدونی تو از این عشق
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:46
یکی اومد میونِ ماخودت جامو بهش دادیچه میدونی تو از این عشقچه می فهمی ز فرهادیبگی چیزی نگی چیزیتو رو بی حرف می خونمنمی خوای که بمونی توخودم هم اینو می دونمچنان کهِ با خودت حتیتو تکلیفت مشخص نیسسراپا تر
اگه دیدی که من مردم
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:46
اگه دیدی که من مُردمبدون بی تو کم آوُردمبدون بی تو شبا هر دمفقط هی زخم می خوردماگهِ روزی خبر اومدکه باشهِ روز تدفینمبیا تا جای هر شیخیبِدی تو عشقو تلقینمبزا دستاتو توو دستامفقط دستتو کم دارمکه تا ثابت
تو اهل موندنی اما
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:46
تو اهلِ موندنی اماهمین مردم نمی زارنتمومِ آدما دورتبه من حسِّ بدی دارنهمهِ ساعی شدن هر شبتو رو از من جدا سازنتو دنیایِ منی بی شکنمی تونن و می بازنتمومِ پیچ و خم ها رافقط من با تو پیمودممیونِ سختی و غم