آن که آمد سخن از حال دل ما چیده - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 8:02
آن که آمد سخن از حالِ دلِ ما چیدهاز فرستنده ی خود غصه ی دل را دیدهاین یعنی که در این راه موفق شده اماین یعنی چقدر توی خودش هی ر....از حسادت دلِ آدم به سعادت نرسدحسرتِ حال مرا خورده و هی پاشیدهآن که بر کار خودش فکر و تمرکز نکندبه سعادت نرسد با دلِ خود جنگیدهمتمرکز نشو بر حسرت حالِ دگرانآب هر جا که بم...
شرایط در گذشته سهل و آسان بود و با خوبی - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 8:02
شرایط در گذشتهِ سهل و آسان بود و با خوبینمی دیدی که غم در سینه ی فرد جوانی هستشرایط حال دشوار است و جان فرسا و خون آلودچنین شد کهِ رفاقت های امروزی زبانی  هستمحبت رخت بر بست و شقاوت جایِ آن آمدبه نحوی کهِ محبت شور و برقِ آسمانی هستدر این دوران وانفسا، در این دوران جانسوزیشدهِ نادر رفیقِ جان،فراوان ی...
درد دل آدم فقیر ارزش نداره سی کسی - تاریخ: 1399/8/13 ساعت: 14:46
درد ِ دل آدم فقیر ارزش نداره سی کسی جونشه بی فیده یه حتی دراره سی کسیدردِ بی درمونیه،دردِ فقیری روز و شودردَلِش مِن قلبشه دردی نی یاره سی کسیآدم فیقرو، مثله اسیرهمِن ایی زمونه، بهتر بمیرهتا ایگریوه وَ ا
لایقم نا لایقم هر چی که بو ایخوم تنه - تاریخ: 1399/8/13 ساعت: 14:46
لایقُم نا لایقُم هر چی که بو ایخوم تنه لایقی نالایقی، ریی جُفت تِیُم اینوم تنههرچه کردِن هرچه دیدُم، هرچه بد بیده گذشتدهسه هر کار ایزنُم، تا عاقبت بینُم تنهمثله یه مَشکه سَرِ دارِ مَلارقلبه مو هی ایره
عشق مو تونی غیر تو نی گل من دنیا - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 19:00
عشقِ مو تونی غیر تو نی گُل مِنِ دنیاایخوم که به غیرِ تو نبو درد مداواایخوم که بدونی دل مو بِی تو یه رنگِایخوم که بدونی دل مو سی تو چه تنگبِی خرس زلالم شُو وُ رو نومته گفتمهی طعنه وَ ایی مردم نامرد شنف
خری روزی به درگاه خدا با آه می گفت - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 19:00
خری روزی،به درگاهِ خدا با آه می گفتخدایا شاخ می خواهم و هی جانکاه می گفتاگر شاخی در آید بر سرم یک بار حتیحفاظت می کنم از جان و هی بسیار حتیبه هر حیوان که می دید و شنیدهِ خنده رو بودمحبت می چکید از چشم
هر چه بوده شده نابود میان من و تو - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 19:00
هر چه بودهِ شده نابود میانِ من و توهر چه باشد بده بر باد از آن من و تونه تو آنی که بمانی نه من آنم که توانمبا وفایی شده خارج ز توان من و توتو همانی که دو رویی شده اسباب دلتمن همانم که بریدست به جانِ من و توگر چه هر شب بشود غصه ی دل مهمانمبهتر از بودن با شکِ نهان من و توبا دروغ و دغل و حقه و نیرنگ زد...
مونه آواره و هی بی پر و بالت د مکن - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 19:00
مونه آواره و هی بی پر و بالت دَ مکنکه بیایم شو وُ رو هی مِنِ مالت د مکنمونه آواره و سر گشته و دل خین کردیهر چه بُردی وَ دلُم خَش وُ حلالت دَ مکندلِ بردی تو بِی او پیلک سوز لَچَکتگُل سرخی مِنِ او زلف شلالت دَ مکنتو که بِی پایل خوت اومده بیدی تِی مومِی کَلویی مونه سی چشمل کالت دَ مکنتو خو رهتی و نموند...
دیگر چه فرقی می کند با ناز و یا بی ناز - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 19:00
دیگر چه فرقی می کند با ناز و یا بی نازوقتی که غم باشد برایِ هر دو مان آوازمن آسمانی هستم از هر ابر باران زاابری که با هر قطره ای غم می کند ابرازهر جور می خواندی دلم آن جور می رقصیدناسازگاری از خودت بود و دلت ناسازنا آشنا هرگز نمی داند نقاطِ ضعف آدم راآدم فقط هم می خورد از دستِ یک همرازروزی تمامِ خاط...
بیخودی دورم نزن اهل وفا باش - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 19:00
بیخودی دورم نزن اهلِ وفا باشهیچ کس دیوونتو شیدا نمیشهکوچه های شهرو می گردی هنوزمبین مردم مثل من پیدا نمیشهلا به لایِ پیچ موهایِ قشنگتتا که میرهِ دست من مثلِ اسیرههر کجا دیدی منو رو بر نگردونقلب من پیش
هر چه ایخوم اسمته یادم برم تا نیترم - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 6:22
هر چه ایخوم اسمتهِ یادُم بَرُم تا نیتَرُمبی تو پا پا ایکُنُم تا هی بِرُم تا نیتَرُمتا کسی تِی خوش نَگهِ سی هُمدُرنگت مُردمههر چه ایخوم تا که واپوشُم سِرُم تا نیتَرُمبی تو هر رو حال و روزُم مثل تَش زِر چاله یِتَش گرُهتُم تا دِرِی مِن خاطِرُم تا نیتَرُمنادنهِ صد درد بی درمون وَ ایی ریشِی دلمتا خَوَر ن...
امشو چه حالی داره دل - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 6:22
امشو چه حالی داره دلچشمِی زلالی داره دلامشو خَوَر یارِن وَ توامشو چه بالی داره دلهی دم سرا ایرُم اِیامایپایه دل رهتهِ تِیامامشو قرارهِ قاصدیخندهِ بیارهِ هی رِیامامشو تموم ایبو غَمُمعمریِ بی تو مِن هَم
دل خوشی اصلا ندارد این دل غمگین من - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 6:22
دل خوشی اصلا ندارد این دلِ غمگین منمی شود هم بعد از این تنها شدن آیین منمثل خرمایی که رویِ قبر یک دُر دانه استتلخ خواهد شد تمامِ لحظه ی شیرین مندست هایت را که دیدم توی دست دیگریبا خودم گفتم دروغست ای دل خوش بین مندست هایت را نگیر از من که کم می آورمگرمیِ این دست هایت می شود تسکین منمثل بیماری که در ...
هر چه باشی آخرش یک روز خامت می کنم - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 6:22
هر چه باشی آخرش یک روز خامت می کنمآخرش شرمنده ی مهر و مرامت می کنمسر کش و مغرور باشی بی تفاوت بگذریهر کجا می بینمت بازم سلامت می کنمپرسه هر شب می زنم با دل حوالی های توچون غزالی تیز پا با مهر رامت می کنمگر چه می دانم دلت با دیگری دل گرم هستخانه ی گرمِ دلم را هم به نامت می کنمآخرش هم دست هایت سهم دست...
تش بگیرا تا بدونی که چه حالی داره دل - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 6:22
تش بگیرا تا بدونی کهِ چه حالی داره دلدومنِ کُه بُرگَلِش چِشمِی زلالی داره دلتش گرُهتَن درد سوهتن بِی تماشا نیده دهسبِی نبیدت روزگارُم غصه وُ غم ایده دهساومدم تا دم سراتون اومدم بِی دل تشی نومدی سی دم
از عشق تو دل شادم - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 6:22
از عشق تو من شادمآزادم و آبادماونقد که می دونمشیرینی و فرهادمدستت توی دستامهچشمت توی چشمامهشادی چه از این بهترتویِ دل تو جامهاز سوز صدام امشببا دست دعام امشبمیگم که خدایا شکردل شاده خدام امشببا عشق ت
توی کفشای تو هم ریگه برو - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 6:22
توی کفشای تو هم ریگه بروبرو با هر که دلت میگه بروتو رو پس می زنم و می میرمانتقامم رو ازت می گیرمبه خیالت منو می پیچوندیتوو حقیقت منو هی می روندیدلمو می کُشم اما تو بدونلایقِ من تو نبودی تو.... همونتو کجا لایق عشقم بودیتو منو این همه هی آزردیبعد من از غم من می میریبا خودت قسمت خود درگیریدل من ساده نب...
خودم رو می کنم بعد از تو آواره - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 6:22
خودم رو می کنم بعد از تو آوارهبرو راحت دلت با هر کسی یارهخودم را می کنم راضی به هر سختیبه شرطی کهِ بفهمم شاد و خوشبختیدلت حتی اگر مرزِ جنون باشهیه کاری کن فقط دنبال اون باشهیه کاری کهِ تمومِ عاشقا کرد
تو کردی هر چه بد بی بی دل ایما دلت ایخه - تاریخ: 1398/10/19 ساعت: 23:41
تو کردی هر چه بد بی بُی دلِ ایما دلت ایخهخیالت نی بسوزم روز شو تی نا دلت ایخه؟خوت ایدونی وُ احوالت ندارهِ ارتباطی وَمتو نیترسی خوتهِ هر رو بکن رسوا،دلت ایخهزمون واگشته سی ایی عشق آدم هم دَ نیمیرهمثالِ مو که دل کَندُم پُرِ هم تا دلت ایخهنه ایخوم عاشقت وابُم نه ایخوم عاشقم وابیجفا کن تا بسوزهِ عشق ایی...
نمانده چیز که تا بچه گانه گریه کنم - تاریخ: 1398/10/19 ساعت: 23:41
نمانده چیز که تا بچه گانه گریه کنمکه دست غصه بَرَم زیر چانه گریه کنمشنیده ام که خبر از رسانه می شنویکجا رسانه که تا در رسانه گریه کنمرفیق هم که برایِ خوشی رفیق شودکجا رَوَم که کمی دوستانه گریه کنمدلم پر است پر از درد از زمانه ی خودکجا؟ کنار چه کس از زمانه گریه کنمدر آشیانه ی خود هی نظاره می کنی و......

برچسب‌های مرتبط

آینه ممنوع | آینه های روبرو | آینه کاری | آینه و شمعدان | آینه های نشکن | آینه و شمعدان نقره | آینه دستشویی | آینه فرهاد | آینه و شمعدان عروس | چه دردیست در میان جمع بودن