سراسر درد دارد شرح حال روزگار من - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:46
سراسر درد دارد شرح حالِ روزگارِ منکسی هرگز نمی فهمد نگاهِ اشکبارِ منمثالِ دختری کهِ دوستش شد همسرِ عشقشز راهِ دوستی هی مار می پلکد کنارِ منبماند آن که با من نارفیقی کرد و نارو زدبماند آن که بودهِ شاهدِ این حال زارِ منمرا چون سیل با خود می برد این قطره هایِ اشک"به جایی بر نخواهد خورد دردِ بی شمارِ من...
عاشقی درد بدی بی که و جونم افتا - تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 11:41
عاشقی درد بدی بی که وَ جونم اُفتااسم تو روزم و شو ورد زبونم افتاتش عشقت منه لارُم مونه جوش آوردهمث اوو مونده ی پَس سد که خروش آوردهمثه دالوی کَری کهِ کُر سربازش مُردخبرش هوش وَ دل غم زده ی دالو بُردخب
مردم در این جا هم صدا بودن نمی دانند - تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 11:41
مردم در این جا هم صدا بودن نمی داننددر درد ها هم پا به پا بودن نمی دانندباید خیانت کرد تا دیوانه ات باشنداینجا بهایِ با وفا بودن نمی دانندباید دروغی گفت تا مهری ببینی همدیگر بهایِ بی ریا بودن نمی دانندباید دو رویی کرد و هی زیر آب شان را زدمردم غریب و آشنا بودن نمی دانندرسمِ بدی افتاده هم مابین این م...
خواب چشمامو گرفتی رفتی - تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 11:41
خواب چشمامو گرفتی رفتیتا شبا گریه و هق هق بکنمببرم سر بغلِ زانو هامبا همهِ خاطره ها دق بکنمخواستی تا منو دیوونه کنیعاشقم کردی و رفتی تنهاموندمو یک دل دیوونه ی توبی تو باید چه کنم با غم هادردمو آینه ها
شدی دور از دلم رفتی ندیدی - تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 11:41
شدی دور از دلم رفتی ندیدینمی فهمی هنوزم چِش به راتمهنوزم تا یکی میگهِ کجاییبهش میگم هنوزم پا به پاتمنمِ بارون که می بارهِ دو چشمامنمی تونهِ نبودت رو ببینهکسی کهِ غصه دارهِ از جداییهمون بهتر که تنهایی
در نبودت غصه با خود خنده ها را برده است - تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 11:41
در نبودت غصه با خود خنده ها را برده استسر کنارِ زانو ام با حال شیدا برده استمثل معتادی که هر شب در پِیِ جنسش رَوَداین دلم با خاطرت ما را کجا ها برده استشدت اندوه بی پایان عشق و عاشقیبا دلی پر غصه ما را هم به صحرا برده استعشق بازی مثل یک دریای مواج است توناخدایی کن که دل کشتی به دریا برده استدر جوابِ...
زلف شلال خوته دم باد دی - تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 11:41
زلف شلالِ خوته دم باد دِیتا بزنم سر وَ جنون سی تو بازمثل کلو گشتمه سی زلفلتکم بکن ایی پهللته سی مو وازگپ گَپَل ایی مردمه دینت نکنمردمه ایی ایل وَ دینِ گَپنتا بزنن بُر تونه بُی قلب موبُی مو وُ عشقِ تو
امشو مو که با یارم - تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 11:41
امشو مو که با یارُماز عشق، دلم شادهبا یار دلم امشواز دست غم آزادهمی خندیو مو با تواز خنده ی تو مستُماز عشق دلم لبریزدستِ تونهِ توو دستُماز طرز نگام امشومردُم همه می خوننامشو که تو همرامیحالِ مونهِ می
امشو همشون شادن - تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 11:41
امشو همشون شادنایی مردمه آبادیسی جشن دو تاییمونبُی رقصن و بُی شادیامشو که حنا بَندِنکِل پشت کِلُ بی غمدسمال وَ دهسلشوندهسِ مو وُ تو بُی همبُی تیر پرون امشوحالِ دل بُم شادهخشتر وَ دلِ بوممدامهِ وَ غم آزادهبُی شادی و بُی شوریمامشو چه شویی داریمبُی ساز و دُهُل امشوتا صبح دَ بیداریمامشو کُت و شلوارمست ر...
سی چه پسم زی و نخواسی مونه - تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 11:41
سی تو هَمش رهیله ایپای دلتا برسی دردمه درمون کنیتا که دراری مونه مِن انتظارمرهم ایی قلب پریشون کنیمثل یه دالوی نخش حال و بدمنتظرم تا که طبیبی بیاتومه بگیری تو بِی او دهسلتسی مونه او دهسله تو چی دوادهس
میون عشق بازیمون - تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 11:41
میون عشق بازیمونتو بودی کهِ کم آوُردیشکستی قلبمو یک شبصدایِ خندمو بُردیمنی که عاشقت بودمشدم دستِ تو آوارهچه دردی می کِشهِ قلبمکه دستِ تو در آزارهگرفتی دستشو توو دستهمون کهِ عشقمو پاشیدمنو تا دید دلگیر
تو قصدت رفتنست امروز و هی فردا نمی خواهد - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 15:02
تو قصدت رفتنست امروز و هی فردا نمی خواهدو رفتن هم جگر خونی و هی بلوا نمی خواهدخیالت مثل زالو می مکد خونِ دل و مغزمدلم این زندگی را بین زالو ها نمی خواهدکسی کهِ از تپش افتاده قلبش مرده یعنی اوکسی کهِ مرده قلبی را دگر اهدا نمی خواهدهمانی کهِ برایِ من تمامِ زندگانی بوددلش گیرِ کسی هست و مرا حالا نمی خو...
دل بخت هی ری زمین املا شلالش ایکنم - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 15:02
دل بِخِت هی،ری زمین اُملا شلالش ایکنمتیر کاری،شش پری هم پِرخِ بالش ایکنمدل اگر بازم ببینت التماسم هی کنهایگِرُم بُتشهِ وَ مِن پِنجُم وُ لالِش ایکُنممثل گُی کهِ گودَرش مردهِ اگر بورهِ بدهپوز خند و خنده ری خَرسِل زلالش ایکنمزِر تیهِ سیلم کُنهِ ایما اشارهِ هی کنهآبرو نیلم وَ او رسوای مالش ایکنمگُرز سوز...
باز شب شد با خیالت مانده ام ناچار باز - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 15:02
باز شب شد با خیالت مانده ام ناچار بازچون نگهبان از سر شب تا سحر بیدار بازتوی دستم گوشی و چشمم به گوشی خیره هستدست تنها با غم و با غصه ها پیکار بازهر که غم دارد فقط تا نیمه شب بیدار هستچشم ها را خواهش دل کرده با اجبار بازاین ور و آن ور فقط پیج تو را چک می کنمآف بودن های تو هی می دهد آزار بازدل خوشی م...
تا به کی بر سر خود شور جوانی داری ؟ - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 15:02
تا به کی بر سر خود شور جوانی داری؟غیر من بر همه کس دل نگرانی داری؟مهرورزی به همهِ می کنی و دریایینوبتِ من که رسد قطره چکانی داریبین ماندن و نماندن دو دلی انگاریمانده ای توی دو راهی چه گمانی داری؟چهار چشمی بخدا گوشی خود می پایمعاشقی خسته و پیگیر و روانی داریپیج هایت که چراغِ همه شان سر سبزستگفت و گو ...
هر چه ترسید دلم ایسو د باش آویده - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 15:02
هر چه ترسید دلم ایسو دَ باش آویدهخَرس ایریزه و افتاده وَ پاش آویدههر دعا کردمه بر عکس جواب اومده وَشدل مو ماتِ وَ اقبال دعاش آویدهاو که بُی خندیَلُم خنده وَ ری لوش ایبهسنومه یهِ تازه نفس ذکر و ثناش آویدهلرز مِن گُرده ی مو بِس وُ نموند آخر کاربغلِ گرم کسی جز مو دواش آویدهخندیِل گرم قدیمش چِقه بام آوی...
جز غم دل کسی دمی به حضورم نمی رسد - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 15:02
جز غمِ دل کسی دمی به حضورم نمی رسدبا دلی زخم می روم به تو زورم نمی رسدفکر کردم که بعد غم به تو هم می رسد دلمچقدر پیچ و تاب خورد چه جورم نمی رسدآتشی کرد شعله ور که بسوزد همیشه دلسوخت آخر کسی به داد تنورم نمی رسدراست گفتی که عشق خانه ی دل می کند خرابشده ویران و باز هم که شعورم نمی رسدروز و شب ها برای ...
مو نونم آه کی مانه و یک عمری جدا کرده - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 15:02
مو نونم آه کی مانهِ وَ یَک عمری جدا کردهوُ نونم تِی کَمو نودین و مُلّایی دعا کردهیکی بُی دلبری کردن گِرُهتهِ دهستهِ مِن دهسبغلم دارم دو زونی غم مونهِ صاحب عزا کردهتو خو نونی تِیَم کور آوی از بس رهته پاییدمنبیدت دلمه مِی دردِ نگهبان و به پا کردهقَضی بالِی بُلندی بی که نازل مِن سرم آویمونهِ صد درد بی ...
بعد از تو خدا خانه نشینم کرده - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 15:02
بعد از تو خدا خانه نشینم کردهبا غصه و با درد غمینم کردهاز عشق فقط سهم مرا دادی غماین درد تو شب گرد زمینم کردههی فال زدم فال بد آمد هر دمهر فال و دعا بد تر از اینم کردهاین عشق که آواره مرا کرد فقطبا غصه و اندوه حزینم کردهدر عشق مگر چند نفر بودی توآتش زده ای دل که چنینم کردهسرگشته#سهراب_عرب_زاده
اینجا نمی آرد کسی سویت دوایی را - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 15:02
اینجا نمی آرد کسی سویت دوایی راحتی نمی فهمد کسی درد آشنایی رااینجا تظاهر می کند هر کس که می گویددر غصه خواهد کرد با تو هم نوایی رامردم به جایِ یاری ات اینجا دعا دارندوقتی که غرقی هم نمی خواهی دعایی راباید بلد باشی که رویِ پای خود باشیاز چشم یاری خواستن هر شب رهایی راوقتی که رویِ پای خود هستی نمی خوا...

برچسب‌های مرتبط

آینه ممنوع | آینه های روبرو | آینه کاری | آینه و شمعدان | آینه های نشکن | آینه و شمعدان نقره | آینه دستشویی | آینه فرهاد | آینه و شمعدان عروس | چه دردیست در میان جمع بودن