با رژ سرخ اناری قلب را کباب کرد
-
تاریخ: 1398/1/24 ساعت: 13:54
با رژ سرخِ اناری# قلب را کباب# کردبا بلوندِ موی خود هم پرت در مرداب کردبا خودم گفتم که حوری را ببین رویِ زمیننیش خندش قند تویِ این دلِ ما آب کردخیره شد در چهره ام چشمک پراند او بی هواچشمکش را بهر من هم
آمدی ما را تو هی دیوانه تر از این کنی؟
-
تاریخ: 1398/1/24 ساعت: 13:54
آمدی# ما را تو هی دیوانه# تر از این کنی؟#مادر غم دیده ام را بیش از این غمگین کنی؟#آمدی# تا چشم هایت خون به پا امشب کند؟کوچه ی ما را به خون عاشقت رنگین کنی؟هر چه فن بودی بلد بردی به کار وقت خودتجنگ داری؟آمدی ما را به روی مین کنی؟آمدی تا لحظه هایی که تمنا می کنممرگ خود را در نبودت،با دلت آمین کنی؟آمدی...
بیم از هر چه نباید که دلم کرد شده
-
تاریخ: 1398/1/24 ساعت: 13:54
بیم از هر چه نباید# که دلم کرد شدهمرهمِ جان و دلم زخم و غم و درد شدههمه از رفتن معشوقه به رنجند و مناز کسی کهِ بغلم با دل من سرد شدهآنقدر از غم تنها شدنم نالیدمعالم و آدم دنیا همه همدرد شدهرنج از زخم نمک خورده نمی سازد مردمُرده هر کس ز غم و غصه ی خود مرد شدهدرد را خوب به معنای خودش می داندهر کسی از ...
باز امشو و تو مو بی خبرم وا ویلا
-
تاریخ: 1398/1/24 ساعت: 13:54
باز امشو# وَ تو مو بی خَبَرُم وا ویلا#بُی کَلو بازی خوم در وَ دَرُم وا ویلا#مو مریضِ تِیَلهِ کال تونم ایدونی؟تیر عشقت وَ دلم زه وَ سرم وا ویلانفسُم ایره وُ بُی زور وَ بالا دَر اِیاشوپری نیزنه پَر دور و وَرُم وا ویلاوَر نظر مانی و بُی خوم وَ کَنجارم بازعشق تو کرده وَ تهِ کور و کَرُم وا ویلاوَ سَرُم ا...
ربودی دلم را تو با یک اشاره
-
تاریخ: 1398/1/24 ساعت: 13:54
ربودی# دلم را تو با یک اشاره#شبی زیر این آسمان پر ستارهکنارِ کسی بودی و با نگاهتنشستی و کردی مرا هی نظارهتو می خواستی تا بسوزم به عشقتکه آتش به جانم زند هی شرارهشدم عاشق اما نبود عاشقِ منشکستِ بدی خورده قلبم دوبارههمین را تو می خواستی هم مگر نه؟تماشا بکن غصه ی قلب پارهسرگشته#سهراب_عرب_زاده
چقدر راه غم عشق تو را پیمودم
-
تاریخ: 1398/1/24 ساعت: 13:54
چقدر# راه غمِ عشق تو را پیمودم#رفت تا هفت خیابان بغل هی دودمرود من بودی و اما ره دریای دگرمثل یک ماهی افتاده جدا از رودمهمه اش بوی خیانت به هوا می پیچیدنفرِ سوم یک رابطه ای می بودمتا که دیدم نفسِ گرم کسی دیگر هستمثل آهن نم باران زده ای فرسودمهر که حقِّ دگری خورده به دل پس دادهشده پاشیده ز هم راحت تا...
خسته ام با غم دل جنگیدن
-
تاریخ: 1398/1/24 ساعت: 13:54
خسته# ام با غم دل جنگیدن#یا شوم شاهد هی پاشیدنسهمم از عشق فقط این بودهراه برگشت تو را پاییدنبغض دارد همه ی شب هاییخبر و حال تو را پرسیدنزهر مارست و هلاهل بد تربا دلی دجله ی خون خندیدندرد دارد نم باران بزندبه لبِ پنجره هی چسبیدنسرگشته#سهراب_عرب_زاده
هر کجا می گذرم درد و بلا می آید
-
تاریخ: 1398/1/24 ساعت: 13:54
هر کجا می گذرم# درد و بلا می آیدمغز سر تا کمرم درد و بلا می آیدای دل از دست تو و عشق تو من خوار شدمای بمیری که سرم درد و بلا می آیدمثل یک بچه ی بیمار که سوزن دارددرد درمان نظرم درد و بلا می آیدنیمه ی راه مرا دور زدی پیچاندیاز دل هم سفرم درد و بلا می آیدشیشه ی سرد اگر گرم شود می شکندبی تو از چشم ترم ...
ترس و دوری عاشق رنجور را له می کنند
-
تاریخ: 1398/1/24 ساعت: 13:54
ترس و دوری# عاشق#ِ رنجور# را له می کنند#شانه های آدمِ پر زور را له می کنند#با خرابیِ خودت باید بسازی توی غمچون که اینجا آدمِ مخمور را له می کنندرسم آدم هاست باشد هر کسی در فکر خودزیر دست و پای خود هر کور را له می کنندبی وفایی رسم دیرینِ همهِ معشوقه هاستبا جفا هر عاشق#ِ پر شور را له می کننددر جدایی د...
هر چه درد تنه هی من کمر مو بخره
-
تاریخ: 1398/1/24 ساعت: 13:54
هر چه دردِ تِنهِ هی مِن کمرِ مو بخره#تیر کاریِ تو مِن لاش لَرِ مو بخره#ای مو کُربونه تو وُ خندیَلهِ شیرینتای قَضِی خنده یَلِت کَشک سرِ مو بخرهدلم ایخهِ که یه رو سیر بشینم بَرَکِتتخته خشت اَ وَ دلِ در وَ درِ مو بخرهمِی غروسی که وَ گازَی بَرِکِ خُلفِه ی خوشلِنگه دمپای تو مِن بال و پرِ مو بخرهاَ بِخوسم...
از همان شب که دلم واله و شیدای تو بود
-
تاریخ: 1397/12/27 ساعت: 8:59
از همان شب که دلم واله و شیدای تو بودخوب فهمید دلم زیر کفِ پای تو بوددل بیچاره که عمرش به غم و غصه گذشتبیخودی منتظر دست مسیحای تو بودمردمِ شهر فقط ظاهر ما را دیدندغافل از این که دلم خرمن غم های تو بودمن و این گوشه و این غصه و جان کندن شببا فلانی خوشی و غیر که دنیای تو بودبی خیال از منی و غصه و دل مش...
سر هر کس دمه هر باد بدی دم بادی
-
تاریخ: 1397/12/27 ساعت: 8:59
سِرِّ هر کس دمه هر باد بدی دم بادیتا که دیری وَ گپ و گَپ گَپَکَل آزادیزِرِ واری بکنی باغچه یِ آخه یه کِرمایدِرایِ یه نشون تا کنه دشمن شادیکیه کهِ عیب ندارهِ گُلَلم با خارِنسَرِ هر عیب که سر پوش بِنی پولادیهر که بالایه وَ دومن نزنهِ طعنه کُچَهروزگارهِ غمه شاید تو وَ کار افتادیهر که گپ مردمه تیت آوه و...
حرف های غم دل از سر درمان زده ایم
-
تاریخ: 1397/12/27 ساعت: 8:59
حرف هایِ غم دل از سر درمان زده ایمروی هر گونه ی خود نم نم باران زده ایمگاه از روی حسادت و توقع بی جاحرف هایی که کند غصه دو چندان زده ایمجای دیگر دلمان از غم خون پر بودههی نمک بر غم و بر زخم رفیقان زده ایمشاه رگ های رفاقت همه شان خشکیدهبس که با جور و جفا بر همه بهتان زده ایمخودمانیم رفیقان به رفاقت ه...
بوی پیدن ایده لارش آسمون فر کرده بوش
-
تاریخ: 1397/12/27 ساعت: 8:59
بوی پیدن ایده لارش آسمون فِر کرده بوشگِل پلیچ ای ایکنه دل تا ببینهِ رو وَ روش دهس و پا با یَک یکاگِر نیکنه ایبینمشپا وَ پا مِن سینه دل هی ایکنهِ غال و غُروشدیدمش تا جومه ی سرخی وَرش موج ایزنهدیدنی بی حال دل هر کس که مانهِ دیده دوشزِر تِیِی سیل ایکهِ وُ ریشِ وِ مو واگردناپِیرنادهِ مِن سرم بُی ناز و خ...
این جسد را بعد مرگم خاک و خاکستر کنید
-
تاریخ: 1397/12/27 ساعت: 8:59
این جسد را بعد مرگم خاک و خاکستر کنیدبعد از آن با باد نا آرام همبستر کنیدآنقدر از زندگی دل خسته و افسرده امحرف ها ناگفته دارم توی دل،باور کنیدزندگی می خواست تا آتش به جانِ من زندآن چه را این زندگی می خواست هم آخر کنیدآنقدر از درد گفتم،داد رس اصلا نبودچشم هرکس بعد مرگم داد رس شد تر کنیدمن که شادی را ...
تش گرفتم درد دیری کشتمه
-
تاریخ: 1397/12/27 ساعت: 8:59
تش گرفتم درد دیری کشتمهپیری و حال اسیری کشتمهدی بلال و بو بلالِ حال موروز و شو،ایی جونه سیری کشتمهحال خش نیدم بَرِک دل روز و شوپا وَ گِل بُی بونه گیری کشتمهکی وَ حالِ ایی دلم ایوارسهغصه مِی چنگال شیری کشتمهوِ زبون نیوارسهِ ایی دل کمیتا ببینهِ روز پیری کشتمهسرگشته#سهراب_عرب_زاده
مثل قیفی زندگی ما چنین هی می رود
-
تاریخ: 1397/12/27 ساعت: 8:59
مثل قیفی زندگیِ ما چنین هی می رودگاه زیر و گاه هم بر روی زین هی می رودنیم آن شادی و نیمِ دیگرش در تنگنایا جوانی یا که پیری هم غمین هی می رودمثل راهی هم که سر بالایی اش گیرد نفسروز سر پایینی اش با بدترین هی می رودمی رود عمر و همهِ غافل از این جور و جفاتا کجا بر قلب ها مان زخم کین هی می رودعمر وقتی هم...
چون بسازی شاخ و برگ یاس کج
-
تاریخ: 1397/12/27 ساعت: 8:59
چون بساری شاخ و برگِ یاس کجعکس می گیرد از آن عکاس کجعشق اول چون نهد دلدار کجتا ثریا می رود احساس کجبا دروغ و با دغل بازی فقطرابطهِ هم می شود حساس،کجعشق هایش می شود تکرار چوناشتباهی می شود وسواس،کجهر کسی را مثل خود پنداشتههی دو رویی می کند نسناس،کجسرگشته#سهراب_عرب_زاده
می خورد ضربه ی سخت عشق دو تا می خواهید
-
تاریخ: 1397/12/27 ساعت: 8:59
می خورد ضربه ی سخت عشق دو تا می خواهیدچون که هم مزه ی خرما و خدا می خواهیدعشق معشوقه ی مردم خود حق الناس استاین که احساس حرام است چرا می خواهید؟هر مرض راه، و درمان خودش را دارداز پزشکِ دل مردم چه دوا می خواهید؟خودتان را بگذارید به جایِ دل آنغصه ی رفتن معشوق جدا می خواهید؟خواهشا وارد هر رابطه ای هم ن...
درون قلب بی تابم غمی بی انتها دارم
-
تاریخ: 1397/12/27 ساعت: 8:59
درونِ قلب بی تابم غمی بی انتها دارممنِ بیچاره جز در شهر غم جایی کجا دارم؟زمین و آسمان باهم تبانی کرده اند اینجادمادم از زمین و آسمان درد و بلا دارمچرا تقدیر ما با غم به خط بد رقم خوردهدلی پر از گلایهِ ها من از کارِ خدا دارمدو زانو را بغل می گیرم و سر توی زانو هافقط چشم انتظارِ محرمی درد آشنا دارمببخ...