عاشقش بودم و هی زخم زد اندیشه نکرد
با وفا بودم و او مهر و وفا پیشه نکرد
آن چنان کَند مرا از سر راهش که دگر
بعد او با غم و دردش دل من ریشه نکرد
آن چنان فرق سرم زد غم دل کندن او
بی ستون کَندن فرهاد و دل تیشه نکرد
بی هوا داد دلش را به کسی غیر از من
'عاشقش بودم و هی زخم زد اندیشه نکرد'
آن چه این عشق به جان و دل آدم ها کرد
زهر تریاک و کراک و نخ و هر شیشه نکرد
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی