رفتی و خس خس سهم سینم شد - تاریخ: 1404/9/22 ساعت: 12:01
هی کم کمک آمد قرینم شدرفتی و غم آمد عجینم شدنقل محافل کرد دردم راهر کس که بعد از تو امینم شدآدم ز راهِ دوستی خوردهبا دوستی دام و کمینم شداز رفتنت بسیار ترسیدمآخر تو رفتی و «همینم» شدرفتی و دادی دست من سیگاررفتی و خس خس سهم«سینم»شدسهراب عرب زاده#سهراب_عرب_زاده
احترام و اعتماد و‌با تعهد این سه تا - تاریخ: 1404/9/22 ساعت: 12:01
احترام و اعتماد و یا تعهد این سه تاهر کدامش رفت قطعا هر سه تاشان می رود#سهراب_عرب_زاده
صبرکردن انتخابم نیست دیگر راه نیست - تاریخ: 1404/9/22 ساعت: 12:01
صبر کردن انتخابم نیست'>نیست ،دیگر راه نیستمن به اجبارِ زمانهِ هی صبوری می کنم#سهراب_عرب_زاده
همانی که تو را رنجاند می رنجد تماشا کن - تاریخ: 1404/9/22 ساعت: 12:01
همانی که تو را رنجاند می رنجد تماشا کندلش در حین امید و دلش در حین دلشادی#سهراب_عرب_زاده
برای هر که از این رابطه تعریف خواهی کرد - تاریخ: 1404/9/22 ساعت: 12:01
برایِ هر که از این رابطهِ تعریف خواهی کردبگو لطفا تو از اول نه از آن جا که می خواهی#سهراب_عرب_زاده
یک قدم سمتم نیامد چون دلش با من نبود - تاریخ: 1404/9/22 ساعت: 12:01
یک قدم سمتم نیامد،چون دلش با من نبودمثل اسبِ ارمنی سمتش دویدم حیف شد#سهراب_عرب_زاده
ترسم که بچت جی خوت تاوان بده سر ایی عشق - تاریخ: 1404/9/22 ساعت: 12:01
زِی حرفَلِ تحلی وَم،خواسی که جدا آویمپا پس نکشیدُم وُ پا پیچله هی بَهسُماو قَهسِ تو دوسی بی،معلوم بی از اولسی خواسَن و سی بیدن،واللهِ که بی قَهصُمدیدُم که دو تا دَهست،رهتهِ مِنِ هر دَهسیغیر از خومِ تی نا کهِ،غم خَردُم و اِشکَهسُمدل زَهشه خرابی کهِ،پشتت نَکَشُم آهیاُفتا پِیِ سیگار و...هر شو مو هنی مَ...
خسته از تکرار بی رحم شب و کابوس و درد - تاریخ: 1404/9/22 ساعت: 12:01
خسته از تکرارِ بی رحمِ شب و کابوس و دردمرگ اگر در می زد امشب «خواهشم» دستور بودقلب من با هر تپش می خواست فریادم زندآه بغضِ در گلو چون سنگ کوه نور بودمانده ام در لحظه ای که رفتی و جان کنده اماز همان جایی که رفتی زندگی در گور بودبعد من یک قاب خالی روی دیوار است و بسخنده ای خشکیده بر لب مرگ من ناجور بو...
نهل دهسی سر قلبم که سراسر دردم - تاریخ: 1404/9/22 ساعت: 12:01
نَهل دَهسی سَرِ قلبُم که سراسر دردُمبِی خیالت شو وُ رو سَر دلِ خوم ایگردُمطومِ او خَرسَلِتهِ مِزه نکردی هرگزتا بدونی که چطو تحلِ گپل ایی مردُممونه بِی بُرمَک و بِی دَهس نشونم اییدِنطحر داری که سَرِ رَه یِ هَمش دم بَردُمسیل ایکرد وُ گو عمریِ بازیت ایدهسَرِ عشقِ تو چقد مونگه وَ دِیم ایخَردُمدِیم ایی د...
آن که بوی دل خوشی می داد رفت - تاریخ: 1404/9/22 ساعت: 12:01
آن که بویِ دل‌خوشی می‌داد، رفتشورِ لبخند از لبم افتاد، رفتبی‌خبر، بی‌آن‌که هشیارم‌کندمثلِ برگی درخزان بر باد، رفتخانه پر شد از سکوتِ تلخِ شبگرمِ جانِ من شد و… آزاد رفتمن هنوزم چشم‌بر‌در مانده‌اماو ولی آسوده و دلشاد رفتدل به امیدِ قدم‌هایش نشستلیک بی‌رحم آمد و بی‌داد رفتسهراب عرب زاده
خرم آن دم که مرا بر سر تابوت برند - تاریخ: 1401/11/29 ساعت: 11:05
خرم آن دم که مرا بر سَرِ تابوت بَرندتا که فارغ شوم از همهمه یِ این دنیاخرم آن دم که من از غصه رها می گردمخرم آن دم که شود دفن تنم در صحراتا که راحت بشود این دل آغشته به غمتا به پایان برسد ماتم و سوز و سرماای دو صد مرتبه بر بخت دلِ من لعنتکه چنین کرد مرا خار و حزین بی پرواکاش آن نطفه ی نحسی که منم پا...
آن که زخمی بر دلم زد یک نمک پروده بود - تاریخ: 1401/6/20 ساعت: 4:26
دل به دستِ ناکسی دادم بسی یک دنده بودزجر ها می داد قلبی را که پیشش برده بودانتظارِ هر رکب را هم ز هر کس داشتمجز کسی کهِ قلبِ من با قلبِ او بی پرده بودآشنایی شد سر آغازِ تمامِ دشمنیآشنایی که نگاهش آسیاب و رَنده بودهر که محرم شد از آن باید بترسی بیشترمحرمی هم،جانِ من را بر لبم آورده بوداز نمک نشناس ها...
پایه ی دیوانه بازی ها و سور و سات من - تاریخ: 1401/6/20 ساعت: 4:26
پایه یِ دیوانه بازی ها و سور و ساتِ منآن رفیقِ بی کلک آن یار بی پروا توییپایه یِ شب زنده داری تا سحر در هر زمانشادی و غم از ازل تا آخرِ دنیا توییاو که با آن می شود عینِ خودم باشم فقطفارغ از حرف و حدیث و ترسِ از فردا توییآن رفیقی کهِ نباید تار مویش را فروختبهِ تمامِ هستی و مستیِ این صحرا توییارزشی جا...
واز کن پهللته گور بوی گپ مردم - تاریخ: 1401/6/20 ساعت: 4:26
واز کن پهللتهِ گورِ بَوُی گپ مردمواز کن پهللتهِ دورِ تو خوم ایگردُمبِده دم باد تو او خرمنِ زلفل زالتبِی خیالت مِثِ دارِ سَرِ ره دم بَردُملوته سر لویله مو بهل و بیو داغم کوداغ کن قلبِ مونهِ بعدِ تو مو دلسردُمتو بیو دم دهنِ مردمِ دربندون کوبس که گپ بردن و آوردن و هی غم خردُمدردلم بِی تو دوا ایبو وُ دل...
یه روزی مو اگر مردم نگین روزی رسیده - تاریخ: 1401/3/6 ساعت: 18:19
یه روزی'>روزی مو،اگر مُردُم نَیگن روزش رسیدهنَگین دهسِ اجل ایی نو گُلِ سر شاخه چیدهیکی ایی کُهتِه یِ خشکیده ی سر دل مو کَندهیکی بِی رهتنش ریشِی دلِ وِ تَه بریدهسزاوارِ فقیری و نداری چشمِ خینهکسی هم بِی فقیری روزِ خَش هرگز ندیدهدلُم طحرِ کُنارِ سایه سارِ سر یه جادهکه هر کس سی کُنارِش هی یه بَردی وَش ...
چقد سعی کردم که مغرور شم - تاریخ: 1401/3/6 ساعت: 18:19
چقد سعی کردم که مغرور شمچقد سعی کردم ازت دور شمنپرسم کجایی، چکار می کنیبه جز تو برم با یکی جور شمنشد بعد تو هر چه کردم نشدبا خوب و بدِ زندگی ساختممنم مثل هر کس که عاشق شدهیه شب زندگیمو یه جا باختممی ترسم که آهم بگیره تو روتو هم مثلِ قلبِ من آواره شیهمه از تو دوری کنن روز و شببسوزی و با غصه بیچاره شی...
من دلم عشق تو جا کرده خوم ایدونم و خوم - تاریخ: 1401/2/23 ساعت: 21:54
مِن دلُم عشقِ تو جا کردهِ خوم'>خوم ایدونم و خومقبلمهِ سمتِ بلا کِردهِ خوم ایدونُم و خومزِر تیهِ سیلِ مو کردی و دِل عاشق آویروزِمهِ طحرِ عزا کرده خوم ایدونُم و خومیه نظر دیدِمِت و قلبِ مو لرزید یهوظاهراً باز خطا کرده خوم ایدونم و خومبی تو شوگردُم و بِی درد دِیارُم تا صُببِی مو عشقِ تو چه ها کرده خوم ...
بی تو چی شو پر من دار دیارم تا صب - تاریخ: 1401/2/23 ساعت: 21:54
بی تو چی شو پَرِ مِن دار دِیارم تا صُبتا بِوینُم تونه، ای یار دِیارم تا صُببی تو مابین دل و عقلِ مو جنگِ شو وُ روزسَرِ عشقِ تونه کُشتار، دِیارم تا صُباِشکنِی قلبِ مونه خورد ذلیلم کِردیایکَشُم پاکتِ سیگار ،دِیارم تا صُبطَحرِ مجنونم و چندیه دلُم نیبینهنه وفا و نه وفادار ،دِیارم تا صُبایزنُم بینِ خوم و...
مثل بغض کهنه ام من مثل پایی روی مین - تاریخ: 1401/2/23 ساعت: 21:54
مثل'>مثلِ بغضِ کهنه ام من،مثلِ پایی روی مینبی تو سیلِ خون شود از چشمِ من رویِ زمینآن چه کردی با دلم در جمله نتوان وصف کردزندگی ارزش ندارد بی تو با حالی چنینگفته بودی عشق درمان می کند اما نکردگر نمی دانی گواهی می دهد قلبِ غمینپا به پایِ موی من دندانِ من هم نیز ریختدر نبودت درد دارد می کشد قلبِ حزینخو...
آشنا بیش از غریبه زخم کاری زه و مو - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 8:02
مِن زمونِی بی وفا زخمِ فراوون دیده دلآشنا بیش از غریبهِ زخم کاری زَه وَ مواعتمادِ هر کسی کِردُم یه جوری زَه رکباعتمادل دردِ تحلِ بی قراری زَه وَ مودرد و دل کِردُم وُ دردُم فاش آوی آخرشدرد و دل کردن یه رنگِ تحلِ خواری زَه وَ موپروَرش دادُم تونهِ بِی عشق مِن آسینِ خومروز غم نیشی دلت هِی طحر ماری زَه و...

برچسب‌های مرتبط

آینه ممنوع | آینه های روبرو | آینه کاری | آینه و شمعدان | آینه های نشکن | آینه و شمعدان نقره | آینه دستشویی | آینه فرهاد | آینه و شمعدان عروس | چه دردیست در میان جمع بودن