بریدی و بریدم،بی تو شب ها سر نمی آید
فقط نالیدم از درد و تو را تنها صدا کردم
چه سود از بیقراری ها و دل تنگیِ من تا صبح
فقط بینِ غریبان درد خود را بر ملا کردم
چه دردی می کشم وقتی که می دانم نمی آیی
بریدم از همهِ دنیا،جهانم را رها کردم
ندا آمد نمی خواهد نمی آید دعا کم کن
ولی بازم برایِ آمدن هر شب دعا کردم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی