خرید بک لینک
آرام باش ای دل بی پروا،فهمیده ای که عشق خطر دارد؟
هشدار،مار رام نخواهد شد،چون میل نیش و کوه و کمر دارد

انگار روی آتش سوزان است،هی راه می رود که شود آرام
شب ها و روز پلک نخواهد بست،فکر و خیال هر که به سر دارد

از بس که بی تو زار زدم هر شب،هی خون سینه می چکد از چشمم
پوشیده نیست غصه ی شب هایم،دیگر تمام شهر خبر دارد

هی استکان فال مرا دید و..،چادر به لب گرفت و نگاهی کرد
با یک اشاره گفت و دلم لرزید،فالت هزار بار اگر دارد

گرمیِ دست های تو رفت از دست،بیهوده بی تو این همه لرزیدم
این عشق آبروی مرا برده،دیگر برای هر دو ضرر دارد
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده

برچسب: نویسنده: یگانه کاشانی تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 9:06

صفحه بندی