لا به لای خاطراتم باز دنبالِ تو می گردم هنوز
اشک دارد می چکد ازگونه ام دنبال همدردم هنوز
حال نوزادِ خیابانی دلم دارد ببین امشب مرا
حرف ها دارم برایت باز هم از قلب پر دردم هنوز
چند سالی می شود گم کرده ام ماهِ شبِ کنعان خود
کوریِ یعقوب و دوری هست حالا دست آوردم هنوز
کاش می شد در میانِ ناله هایم باز پیدا می شدی
می شنیدی...سفره یِ دل را برایت باز می کردم هنوز
هر که می خندد غمش بی انتها هم چون دلِ سرگشته هست
بعد رفتن،بعد دوری،مثل میَّت بی وفا سردم هنوز
سرگشته
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی