هر که عاشق نشدهِ درد نمی داند چیست
سوز سرمای شبِ سرد نمی داند چیست
مثل من تا نشوی شهره به سرگشته ی شهر
آنچه عشقش سرم آورد نمی داند چیست
هر کسی گرم بخوابد همه یِ شب ها را
غصه یِ آدم شبگرد نمی داند چیست
او که غم را به دلش هیچ ندیدهِ یک شب
آنچه غم با دل ما کرد نمی داند چیست
زخم دارد به دلش هر که رفاقت کرده
واژه جز واژه ی نامرد نمی داند چیست
سرگشته
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی