می شود با سیب و نعنا زخم ها کاری بس است
من خودم صد زخم دارم نارفیقی دیده ام
پشت هم قلیان عوض کردن به این خواری بس است
سال ها تب کرده ای،دیدی؟نمی آید پزشک
بگذر از ،این خاطراتش باز بیماری بس است
سرفه هایت گوش دنیا را فغان آورده پس
دود قلیان تا سحر با حال بیداری بس است
دل به دستِ کی سپردی دست یک چنگیز خو؟
بی مُرُوَّت ناله از تیمور تاتاری بس است
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی