تو بد کردی دلم ،از زندگی واماند و من رفتم
زلیخایی ولی کردی جفا بر من چو پوتیفار
ببین آخر دلت با حال رسوا ماند و من رفتم
شبی می بینمت در قعر ناکامیِ این دنیا
همین شب ها،عجب سرگرم رویا ماند و من رفتم
خداوندا چرا کردی مرا دیوانه چون مجنون
خودم دیدم که قلبم پیش لیلا ماند و من رفتم
به قرآن جان من بستان و راحت کن مرا امشب
که صد دردم،از آن زخمت هویدا ماند و من رفتم
سرگشته
سرگشته
برچسب: خداحافظ,خداحافظی تلخ,خداحافظی,خداحافظی طولانی,خداحافظ گری کوپر,خداحافظ رفیق,خداحافظ بچه,خداحافظی تلخ متن,خداحافظ تهران,خداحافظ عشقم,
نویسنده: یگانه کاشانی