سخت بیمارم نیامد او که بر بالین من
تا شدم محتاج او،او شد دوای دیگری
بر جفایت بیستون هرشب گواهی می دهد
ای دریغا قلب شیرین شد سرای دیگری
شرم دارم تا بگویم با دلم بد کرده ای
یا بگویم باز شد او دلربای دیگری
زندگی را زهر کردی در دهانم بی وفا
تا که دیدم بوسه دادی بر دو پای دیگری
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی